

از زمانهای دور هر قوم و قبیلهای که وادار به تبعید میشد یا در دفاع از اعتقاداتاش بود یا ماندهگار کردن رسوم و سنناش!
با انقلاب ایران و نهایتن استقرار حکومت اسلامی به ناگهان ورق برگشت و خاصه در هنر مواجه با ممنوع شدن صداها و حتا هنرمندانی شدیم که پیش از این در رژیم سابق(پهلوی) درون جامعه و برای مردم خاطرهساز بودند. عدهای از هنرمندان با وقوع انقلاب در بیرون از کشور بودند و دیگر بازنگشتند و عدهای هم با بسته شدن دربهای فعالیت بر رویشان هجرت و تبعید را به جان خریدند تا بتوانند آنچه که به آن اعتقاد داشتند و عشق میورزیدند را در تبعیدی ناخواسته رونق ببخشند.
«مسعود بهنود» روزنامهنگار و نویسندهی نامدار در کتاب «275 روز بازرگان» چاپ دوم در صفحهی 308 ، یک هفتهای پس از انقلاب از احضار چهرههای هنری دههی پایانی رژیم پهلوی توسط دادستانی انقلاب که در روزنامههای وقت نام سی نفرشان آگهی شده بود، خبر میدهد. پس از زندهیادان «هایده» و «مهستی» سومین آوازخوان در لیست «داریوش» است. در آن جمع حتا «پریسا» و «محمدرضا شجریان» هم فراخوانده شده بودند. پس از آن «بهنود» توضیح میدهد که از صبح روز بیست و سوم بهمن، هزاران ترانه و فیلم و صدا در سازمان رادیو و تلویزیون بیفایده شد! مینویسد رادیوی دولتی صداهایی چون «محمدرضا شجریان» ، «بنان» ، «قوامی» و «محمد نوری» و تا چند روزی «پریسا» را نگه داشت و تمام آن موسیقی را که در سی و هشت سال عمر آن موسسه جمع شده بود را به دور ریخت!ر
موزیک پاپ همانطور که خواستگاهی مردمی دارد و اصولن به همین دلیل «پاپیولار» نامیده شده است، مطمئنن بیش تر حساسیتساز بود و خاصه در حکومتی با عقایدی سنتی جایگاهی نداشت و فوری به حاشیه رانده شد و بهانهاش تضاد با دین و مذهب(اسلام) عنوان شد و عوامل و اسباباش به چشم برهم زدنی، یا تبعید را ترجیح دادند یا در میهن به موسیقیهای بیکلام خاصه موسیقی فیلم روی آوردند! از جمله زندهیاد «بابک بیات» و «ناصر چشمآذر» هنرمندانی بودند که به موسیقی فیلم پناه آوردند.

نوشتم که بهانهی ممنوع شدن موزیک پاپ در ابتدای انقلاب، تضادش با دین و مذهب عنوان شد و به نوعی آن را در فقه اسلامی «غنا» و آلات موسیقی را وسایل «لهو و لعب» دانسته بودند ولی با پیروزی اصلاحطلبان در سال 76 خورشیدی، به ناگهان و بیهیچ مقدمه و توضیحی پس از بیست سال ممنوعیت ِ این ژانر از موزیک، دوباره موزیک پاپ اینبار با صداپیشهگانی که مقلد آوازخوانان پیش از انقلاب بودند توانستند مجوز نشر بگیرند و فعالیت کنند.
آنان که در ابتدای انقلاب گزینهی "تبعید" را برگزیده بودند، در سالهای فعالیتشان در بیرون از میهن باعث رونق گرفتن موزیکی شدند که نطفهی اولیهاش در رژیم گذشته نهاده شده بود! از جمله آوازخوانانی که در رژیم گذشته هم سالیانی به حاشیه رانده شد و حتا گاهی مخفیانه و در استودیوهای خصوصی دست به ضبط و تولید آثار خود به دلیل محتوای اجتماعی – سیاسی آثارشان میزد «داریوش اقبالی» بود، چرا که رادیو و تلویزیون دولتی، مخالف با مشی آثار او بود. یکی از ترانههای مشهور او که در استودیوی خصوصی، مخفیانه ضبط شد «سال 2000» اثر «اردلان سرفراز» و آهنگ و تنظیم «منوچهر چشمآذر» بود. این اثر پیشگویی شاعرانهای بود که سالها بعد منجر به ساخت و تولید اثری در ادامهی همان به اسم «صفر» با آهنگی از «فرید زلاند» شد که هنوز متاسفانه به بازار عرضه نشده است.
«داریوش» با آگاهی از جو ِ استبدادی میهن چه در دوران پهلوی و چه در بعد از انقلاب اسلامی همواره حنجرهی بیدار و معترض بود! او در پیش از انقلاب با اجرای ترانههایی که خفقان و استبداد موجود را برنمیتافت راهی زندان شد. ترانههای «رهایی» ، «بنبست» ، «جنگل» ، «بوی خوب گندم» و حتا «پریا»ی شاملو از جمله ترانههایی بودند که با استعاره و گاهی عریان سیاستهای رژیم را رد و آزادی را طلب میکرد!

«ایرج جنتیعطایی» در خصوص او چنین میگوید: ما درست در نقطهای از تحولات اجتماعی به هم پیوند خوردیم، و در کنار سایر دوستان و همکاران، ترانههایی به وجود آمد که «داریوش» به عنوان صدای شاخص ترانههای اجتماعی – سیاسی اون دوران شناخته شد. یعنی کمبود اون خوانندهای را که قرار بود آرتیست باشه، قرار بود که در اُفت و خیزهای کوچه و خیابون خودش را به عنوان صدای اکثریت اون جامعه نشون بده، به وجود آمد و پس از اون تا به امروز جریان داره!»
«اردلان سرفراز» میگوید: «داریوش واقعیت ترانهی راستین و متعهد و ترانهی بیدار هست! ترانهی بیدار ایرانی از آغاز تا امروز!»

نکتهای که باید در همینجا یادآوری کرد این است که آوازخوانانی نیز بودند که در کارنامهشان ترانههای معترض یافت میشد اما خود پایبند به تعهدی که در دیگر آوازخوانان از جمله «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی» میشناسیم، نبودند! اگر بودند در تبعید نیز راه را چون «داریوش» بیوقفه ادامه میدادند و هر منزل با آثاری اجتماعی - سیاسی پیوند میخوردند. منظور از این سخن آناست که باید در وجود و ایدئولوژی هنرمند(آوازخوان) هم رگههایی از مسئولیت اجتماعی - سیاسی یافت شود تا آوازخوان تنها مجری ِ ترانهنویس و آهنگساز نباشد! نکتهای که در شخصیت اجتماعی - سیاسی «داریوش» میتوان یافت.
کنکاش «داریوش» در اشعار شاعران بزرگ معاصر خاصه آنان که فضا و هوای آثارشان بوی اعتراض میداد، موید همین نکته است! اجرای شعر فولکلوریک «پریا» از «احمد شاملو» در پیش از انقلاب اگرچه با نارضایتی شاعر روبهرو شد(به دلیل ساخت آهنگ در دستگاه دشتی) ولی نشان دهندهی همگامی با نگاه شاعری چون شاملوست! در بعد از انقلاب نیز با اجرای شعر «در این بنبست» از «شاملو» با آهنگ زیبای «بابک افشار» و تنظیم استثنایی «احمد پژمان» دیگربار برای همهی سلیقهها خاطره آفرید.
اجرای اشعار «نادر نادرپور» با عنوانهای «بمان مادر» و «کهن دیارا» و همچنین اجرای «دوباره میسازمت وطن» از شاعر برجسته «سیمین بهبهانی» بخشی از آثار ماندهگار و قابل تامل او از حیث مضامین اجتماعی- سیاسی در تبعید است!

او تنها آوازخوانیست که سبک و لحن ترانهها و آهنگهایاش هیچگاه به مسیری نرفت که مخاطباش را گم کند! ضمن اینکه نباید فراموش کرد اولین آلبوم نو از حیث کلام و آهنگ و تنظیم هم متعلق به او در بعد از انقلاب است! آلبوم «امان از» با کلام «شهیار قنبری» و آهنگ و تنظیم «عبدی یمینی» از اولین کارهای متفاوت آوازخوانان ایرانی در تبعید است!ر

همصدایی او با آوازخوانان دیگری چون «ابی» و «رامش» و «فرامرز اصلانی» که پایه و اساس همکاری را خود نهاده بود خاصه در آلبوم معشوق همینجاست با آهنگ و تنظیم «فرزین فرهادی» بر اشعار «مولوی» یکی از کارهای شنیدنی اوست. اخباری نیز خبر از آلبومی با اشعار «حافظ» در آینده با همین هنرمند میدهد. سالها پیش از این هم آلبوم و کنسرتهای «نون و پنیر و سبزی» با «ابی» از جمله فعالیتهای سترگ وی بود.ر
پیش از جامجهانی فوتبال در سال 1998 میلادی نیز یک کار مشترک به اتفاق «اندی» و «لیلا فروهر» به اسم «قهرمانان وطن» به مناسبت اولین حضور ایران در جامجهانی در بعد از انقلاب اجرا شد. آلبوم مشترکی هم با «هاتف» به اسم «سفرهی سین» از دیگر کارهای شنیدنی مشترک است!ر
اگر در ترانهی پاپ ایران قایل به مثلثهای همکاری باشیم، یکی از این مثلثها، «جنتیعطایی» و «بابک بیات» و «داریوش» است! آثار مشترکی چون: «فریاد زیر آب» ، «بنبست» ، «شهر غم» ، «خونه» ، «عروسک» ، «علی کنکوری» و... حتا در بعد از انقلاب و در سالهای نزدیک ترانهی مشهور «رازقی» از آلبوم «دوباره میسازمت وطن» اوج نزدیکی ِ عاطفی و احساسی آنها را میرساند!ر

جدا از ترانهها و آهنگهایی که هنرمندان شهیر برای او ساختهاند، نقش تنظیم و ارکسترهای بزرگ در اجرای آلبومها و کنسرتهای او قابل توجه و تامل است! ترانهی «بمان مادر» که تنظیماش با «احمد پژمان» بود با ارکستری پنجاه و چهار نفره نواخته شده است. تنظیمهای «آندرانیک» و «آندره آرزومانیان» و «احمد پژمان» از بهترین تنظیمهای ارکسترال آثار "داریوش" هستند.ر
کنسرتهای دههی نود میلادیاش همواره با رهبری «عبدی یمینی» و «آرمیک» همراه بوده است! و این نشاندهندهی دقت و توجه و ارزشی است که او به کارش داده است.ر

فعالیت های اجتماعی و بشردوستانه ی داریوش در بنیاد آینه، در پی رهایی او از بند اعتیاد سبب شد که سازمان SHARE که یکی از بزرگ ترین سازمان های غیر انتفاعی و بشر دوستانه ی امریکا در لس انجلس است به پاس خدمات اجتماعی «داریوش» در راه بهبود معتادان، لوح افتخاری را به او در سال 2005 اهدا کرد.
رادیو«فردا» در این زمینه چنین گزارش داد:
این سازمان در لس انجلس هر ساله به هزاران تن از افرادی که با مشکلات اعتیاد و مسایل روانی و اجتماعی جنبی آن روبرو هستند کمک می کند تا با بهبودی از راه گروه درمانی و حمایت های معنوی به جریان زنده گی عادی خود بازگردند.
سازمان SHARE ، که سازمانی غیر انتفاعی و بشر دوستانه است هر ساله با برگزاری مراسمی از کسانی که در بهبود جامعه ی خود تآثیرگذار بوده اند قدردانی کرد. در دهمین سالگرد اجرای این مراسم جایزه ی «ران سیمونز.... » به صورت یک لوح قدردانی به خواننده ی ایرانی آقای داریوش اقبالی برای خدمات او به معتادین ایرانی اهدا شد. مراسم به معرفی داریوش به حاضران از طریق یک کولاژ ویدیویی از فعالیت های هنری او آغاز شد. داریوش در سخنرانی قبول این جایزه به زبان فارسی که توسط دکتر «توفیق» ترجمه شد، به مشکلات اعتیاد در ایران و مشکلات بیش از 190000 پناهنده ی ایرانی در سراسر جهان که به علت نقض کنوانسیون 1951 ژنو از طرف دولت های مختلف جهان ایجاد شده اشاره کرد و بیماری های ایدز و اعتیاد را واقعیت های جهان امروز خواند .

خانم «رز هلمن» پایه گذار سازمان SHARE و برگزار کننده ی این مراسم در یک گفت وگو با رادیو فردا در مورد انتخاب داریوش اقبالی برای دریافت این جایزه سخنانی ایراد کرد :
«داریوش توسط یکی از اعضای ایرانی هیات مدیره ی سازمان به عنوان نامزد جایزه ی SHARE به ما معرفی شد. اما وقتی ما با فعالیت های او در راه خودبهبودی و کمک به معتادان ایرانی دیگر در سراسر جهان آشنا شدیم دانستیم که بدون شک این جایزه بایستی که به او تعلق بگیرد و امروز افتخار می کنیم که او در جمع ما حضور دارد و امیدواریم که با ایجاد ارتباط مستقیم بین آقای اقبالی و دولت امریکا بتوانیم از کمک های او در راه بهبودی معتادان ایرانی به طور گسترده تری استفاده کنیم.»
هر چند فعالیتهای بشردوستانهی داریوش در «بنیاد آینه»، باعث کمی وقت او شده و فرصتهای گذشته را برای خلق آثار تازه از او گرفته است، ولی سه تا چهار آلبوم هماینک در انتظار انتشار به سر میبرند! یکی از این آلبومها که به زودی به بازار عرضه خواهد شد «معجزهی خاموش» نام دارد. «داریوش اقبالی» به شهادت دوستان و همکاراناش صدای بیدار و معترض تبعید ِ هنر و هنرمند است! صدایی که بیش از سی سال همواره از میهن ِ دربند و اجتماع ِ بیمارش طنینانداز است.
محمود بی تا - مجله اپیزود ، شماره بیست
بیست و پنجم آبان ماه 1387 خورشیدی
+ نوشته شده توسط تیم مدیریت در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت
9:19 |